![]() |
![]() |
|
| گاه نوشته های من |
|
این زخمها تمام شدنی نیستند.. این روزها قلبها پر است از زخم و سینهها پر از دود افیون مخدره.. روح ها پر است از پیری زودرس و چهرهها از رنج لبریز.. این روزها همهی اینها با کرم تو تهی خواهند شد ولی افسوس که تو هم با ما قهر کردهای.. از کرامت و شرافت هم دیگر ذرهای باقی نیست.. از خانههای چوبین و مُشبک تا خواهی خبر است.. از ضریح و چراغی که به مسجد حلالتر است بسیار خبر است.. این روزها از قبور نمادین تا بخواهی خبر است.. نذری و کشتار برای سیر کردن مرفهین کم نیست.. حج و زیارت قبور متبرکه هم زیاد نباشد کمتر نیست.. و امروز فقط کمک به جوان نوشکفته کم باشد.. تو که از حکمت میگویی و از صبر.. دیگر بس است.. ما طاقتمان تنگ است .. یا حکمت را به ما نزدیک کن یا ما را به حکمت.. صبر دیگر بس است.. |
|
+ نوشته شده در
91/02/03ساعت توسط سعید فلاح |
|
|
من اوج زمستان سرد |
|
+ نوشته شده در
90/12/25ساعت توسط سعید فلاح |
|
![]() گنجشکها جیکجیک نمیکنند که نکند آوازشان مرا غرق در گریه کند نمیدانم از معرفت است یا از بیمرامی نمیخوانند یا رفتهاند نکند پیش توأند؟ |
|
+ نوشته شده در
90/12/20ساعت توسط سعید فلاح |
|
|
وقتی تو نیستی گلها تحصن میکنند! |
|
+ نوشته شده در
90/12/20ساعت توسط سعید فلاح |
|
![]() آژانهای شهرت هم مثل خودت بیرحمند
تو قلب من را دزدی نمیدانم چرا من در این شهر زندانی شدم |
|
+ نوشته شده در
90/12/19ساعت توسط سعید فلاح |
|
![]() یکبار فاصلهها کم شد
و یکبار به آغوش کشیدمش عطر تنش بر تنم نشست ببین ابر حسود چگونه میبارد؟ امشب پنجرهها را خواهم بست! |
|
+ نوشته شده در
90/12/13ساعت توسط سعید فلاح |
|
|
دل به غم سپردهام
درعبور سالها زخمی از زمانه و خسته از خیالها چون حکایتی مگو رفتهام ز یادها برگ بیدرختم و در مسیر بادها نه صدایی... نه سکوتی... نه درنگی... نه نگاهی نه تو را مانده امیدی... نه مرا مانده پناهی نیشها و نوشها چشیدهام بس روا و ناروا شنیدهام هر چه داغ را به دل سپردهام هر چه درد را به جان خریدهام در مسیر بادها هر چه داغ را به دل سپردهام هرچه درد را به جان خریدهام در عبور سالها نه صدایی ... نه سکوتی ... نه درنگی ... نه نگاهی نه تو را مانده امیدی..... نه مرا مانده پناهی شعر: اهورا ایمان خواننده: سالار عقیلی آهنگساز: عظيمي نژاد برچسبها: اهورا ایمان, سالار عقیلی, پریدخت, نه صدایی, نه سکوتی, نه درنگی, نه نگاهی, سنتی |
|
+ نوشته شده در
90/10/24ساعت توسط سعید فلاح |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
عزیزا کاسهی چشمم سرایت
میان هردو چشمم جای پایت از آن ترسم که غافل پا نهی تو نشیند خار مژگانم بپایت |
| پیوندهای روزانه |
|
نبود تو نبود منه آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
نرم افزار مقاله کتاب آموزش موسیقی شعر هنر معرفی سایت خبر تاریخ نماهنگ ایران متفرقه ادیان سینما زندگینامه کاریکاتور دست نوشتههام |
| برچسبها |
|
شعر (1) عشق (1) غروب (1) افشین یدالهی (1) خلاصم کن (1) سالار عقیلی (1) اهورا ایمان (1) پریدخت (1) نه صدایی (1) نه سکوتی (1) |
|
RSS
|